تبليغاتX
هستی و نیستی من ...
هی ... هستی ...... دوستت دارم ... اندازه یه دریا
 افسوس ...
 

چه بی تابانه می خواهمت

ای دوری ات آزموت تلخ زنده به گوری

چه بی تابانه تو را طلب می کنم...

|+| نوشته شده توسط یه پیشی و یه کوالا در شنبه ششم تیر 1388  |
 افسوس ...
 

می خوانمت

می سرایمت

 و با سیاهی روزگارم

چشمانت را نقاشی می کنم ...

|+| نوشته شده توسط یه پیشی و یه کوالا در شنبه ششم تیر 1388  |
 افسوس ...
 

گاه مرا به یاد بیاور

از پس روزهایی

که از یادم برده ای !! ...

|+| نوشته شده توسط یه پیشی و یه کوالا در شنبه ششم تیر 1388  |
 افسوس ...
 

حس تلخ و غریبی ست

نداشتن تو

که می ماند با من

تا هزاران سال

تا اخرین نفس.

|+| نوشته شده توسط یه پیشی و یه کوالا در شنبه ششم تیر 1388  |
 افسوس ...
 

اینروزها

گاه ساعتی با تو

بی تو

قدم می زنم

|+| نوشته شده توسط یه پیشی و یه کوالا در شنبه ششم تیر 1388  |
 
 
بالا