هستی عزیزم بمیرم برات که انقدر ماه و مهربونی ...
عزیزم تو رو خدا ببخش منو که باز هم مزاحمت شدم ...
ببین مرسی که جوابمو دادی و تو وبلاگ نوشتی مامانی ...
به خدا داشتم سکته میکردم دیگه نمیخواستم مزاحمت بشم ...
عزیزم دوستت دارم ... یه دنیا ... یه دریا ... به اندازه خودت 
|
+| نوشته شده توسط
یه پیشی و یه کوالا در شنبه یازدهم اسفند 1386
|