تبليغاتX
هستی و نیستی من ... - هستی عزیزم ...
هی ... هستی ...... دوستت دارم ... اندازه یه دریا
 هستی عزیزم ...
هستی سلام مامانی ... امیدوارم خوب ... خوش و سلامت باشی ...

خیلی دلم برات تنگه ...

ییبن نمیخوای بهم تبریک بگی ماشین خریدم؟ من اون عکسو گذاشتم که بدونی ...

اولین کاری هم که کردم این بود که خرگوشت رو گذاشتم تو ماشین ...

هستیم خیلی ناراحتم ... باطریش داره تموم میشه مامانی ...

عزیزم این روزها خیلی غمگینم ... خیلی دلم شکسته ... تنهام ...

دلواپس شادمانی تو هستم ... هستی مواظب خودت و دریا و دنی باش ...

مامانی ... اگه سر سوزنی به یادم هستی تو وبلاگ بنویس ... اگه دوست داشتی ...

اگه اون دستای نازت و چشمای عسلی خوشکلت خسته نمیشن ...

لوسی خیلی دوست دارم به خدا ... میدونم حرفام برات تکراری شده ... اما خوب ...

خیلی دلم میخواد به اون روزها برگردم ...

به اون روزها که زندگی واسم لذت بخش بود ...

خیلی دوستت دارم ... بی نهایت ...

|+| نوشته شده توسط یه پیشی و یه کوالا در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386  |
 
 
بالا